تبليغاتX
روجا

روجا

او رفته است قافیه ها را خبر کنید

گلدسته های غرق دعا را خبر کنید

 

کرده کبوتران حرم را سیاه پوش

او رفته جامه های عزا را خبر کنید

 

حال ستاره های من اصلا درست نیست

آن ابرهای بی سر و پا را خبر کنید

 

قد قامت الصلاه نمی اید او دگر

قد قامت صفیر صدا را خبر کنید

 

او رفته است و عشق به پایان رسیده است

ای کودکان کوفه خدا را خبر کنید.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 4:44 بعد از ظهر توسط روجا صداقتی |


بوسه بر استخوان پاهایت دست من نیست خواهرم برگرد

گریه را روی گریه میبارم  روی دامان مادرم برگرد

چقدر دوستت نگفتم ها چقدر از تو یاد های بزرگ

شعر را بی بهانه میگویم  پر شده از شما سرم برگرد

آی سیو پشت در و گریه ی زن های خانم تو گریه ممنوع است

هیس دیگر جلو نیا لطفا نه عقب تر برو یه کم برگرد

های خانم کجا؟ اتاق عمل  سبز قرمز سیاه میپوشم

سبز قرمز شما نه هی خانم من مگه با تو نیستم بر گرد

من مگه با تو نیستم ؟ آنجاست زیر ان پارچه لحاف سفید

نه نفس میکشد ببین دکتر گل برایت می آورم ...برگرد

نه جلو تر نمی روم دکتر خواب بیمار ما چه سنگین است

او صدای مرا که میشنود؟ نه فهیمه؟ نه خواهرم؟ ...برگرد

مینشینم کنار این سلول زیر آن لامپ های نورانی

تا بگوید که حال من بد نیست تا بگوید که بهترم برگرد

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 1:56 قبل از ظهر توسط روجا صداقتی |


فخر الدین عراقی از شاعران بلند مرتبه ی ایران در قرن هفتم هجری است او هم دوره ی مولانا بودو مورد توجه مولانا نیز بود و از طرف او لقب شیخ خانقاه گرفت و به دستور مولانا در خانقاه عالی برای او عمارتی ساختند .در اینجا با نمونه ای از غزلیات او به روزم:

با درد خسته گانت درمان چه کار دارد؟

با وصل کشته گانت هجران چه کار دارد؟

در لعل تست پنهان صد گونه آب حیوان

از بی دلی لب من با آن چه کار دارد؟

هم دیده ی تو باید تا چهره ی تو بیند

کانجا که آن جمال است انسان چه کار دارد؟

وهم از دهان تنگت هرگز نشان نیابد

با خاتم سلیمان شیطان چه کار دارد؟

جان من از لب تو مانا که یافت ذوقی

ور نه خیال جاوید با جان چه کار دارد؟

دل میتپد که بیند در دیده روی خوبت

ورنه برید زلفت پنهان چه کار دارد؟

عاشق گر از در تو نشنید مرحبایی

چون حلقه بر در تو چندان چه کار دارد؟

گر بر درت نیایم شاید که باز پرسند

پوسیده استخوانی با خوان چه کار دارد؟

در دل که عشق نبود معشوق کی توان یافت؟

جایی که جان نباشد جانان چه کار دارد؟

در دل غم عراقی وانگاه عشق باقی

در خانه ی طفیلی مهمان چه کار دارد؟

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385 1:27 قبل از ظهر توسط روجا صداقتی |


DESIGN BY :MINOS X

صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

سید مهدی موسوی
طولانی تر از سکوت ( منیژه رزاقی)
حریم جانان
آنیما
منصور جعفری خورشیدی
حوا (گلناز فندرسکی)
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

مرداد 1387

اسفند 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384



پيوندها

یک استکان غزل
سرونوش
باران نارنجی
دور از خانه
حدیث لزر غلامی
سارا خانوم گلی ( وندیداد)
این جوابها به سوالت فکر نمی کنند
مسعود(خاطر تنها)
آرش شفاعی
پک(نسیبه)
سردوگرم
خواب اقاقیا( آبان صابری)
سکسکه های یک مست
آرش واقع طلب
لونه ی یه جغد نادون
یه ولگرد بی سر و پا
آرش علیزاده
میثم متاجی
واران(جلیل صفر بیگی)
شیر و شکر (محمد گیلک)
اوهام
جواد شیر علیزاده
بوتیمار
پارک ممنوع (مبین اعرابی)
نسترن بشر دوست
نوشته
مرتضی پارسا
بهزاد بهادری
نغمه شاکری
هنر قهوه ای
تازه های ادبی
پیام سیستانی
دکتر داوود بیات
مهدی محمد حسینی
باوه یال
صدیقه حسینی
آزاده بشارتی
امپراتور
هومن کلانتری
فرودینه
صفاییه
دوشنبه های شعر( حوزه هنری تهران)
خودکار کم رنگ
سردار شمس آوری
وبلاگ جن و روح ( انجمن جنگیران ایران)
ترانه تر


    تعداد بازديدها: